ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 17
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
مؤلف در بسيارى از جايها نام دارو يا بيمارى يا عضوى را ، هم به فارسى و هم به تازى و در برخى از موارد نيز به يونانى يا لغتى ديگر آورده است مانند : « يكى كيا بوذ او را بتازى عكرش كويند و بيونانى اقطى و ببارسى شوركومه » 457 ، « اكر بخورذ ازين داروها با آب عصا الراعى و منفعت اين كيا آنجا بزرك است و بسيار جايهاى ديكر ، اين را عصا الراعى كويند و أنبوب الراعى كويند نيز شبان دارو ( ظ . برشيان دارو ) كويند و بطباط كويند و اين نامهاء وى بوذ تا ترا غلط نيفتذ . » 528 * جمع بستن كلمات - چند موضوع ذيل در كيفيت جمع بستن كلمات در كتاب هدايه درخور توجه است : 1 - در يكى دو مورد بشيوهء نويسندگان و شاعران قرن چهارم كلمهء جمع عربى را دوباره جمع بسته است : « از اخبارهاى خوش و سماع خوش و فرمانروايى و شادى و سود فايده مر روان را بوذ » 165 2 - كلمات پا ، دست و ناخن را علاوه بر آنكه برسم معمول به « ها » جمع بسته است در بعضى از موارد با « ان » و به صورت : پايان ، دستان و ناخنان به كار برده است . 3 - كلمهء « كس » را چون مرجعش انسان باشد به « ها » جمع بسته است . « آنكسها را كى سوالحال [ بديد ] آمذه بود و بشرف استسقا بوند » 374 ، « كسهاى نادان » 626 4 - كلمهء « ديگر » را در موقعى كه مرجعش غير ذىروح است با « ان » جمع بسته است : « جنانك ازين جهار خلط يكى زيادت كردذ بر ان ديگران » 189 5 - كلمات عربى را به دو شكل جمع بسته است ، گاهى برسم قرن چهارم و پنجم با افزودن « ان » يا « ها » علامتهاى جمع فارسى مانند : علامتها ، عضلهها ، غذاها ، متقدمان ، مشرّحان ، بابها ، خادمان ، مستسقيان ، كهلان ، مبتديان ، ناقهان ، قويان ، امامان ، حمّالان ، ربّها ، طعامها ، شرابها ، فصلها ، طليها ، نزلها ، نوعها ، و در بسيارى از موارد نيز همين كلمات يا كلمات تازى ديگر را با علائم جمع عربى استعمال كرده است ( و اين نوع جمع در كتاب هدايه بسيار است ) مانند : علامات ، عضلات ، اغذيه ، اجسام ، الوان ، نغم ، اصوات ، مجارى ، علاجات ، ابواب ، امزجه ، اورام ، عروق ، اجواف حميات ، عفونات ، اخلاط ، فصول ، مسهلات ، مجارى ، امراض ، منافع ، ابوال ،